پــــ♥ــرنیاپــــ♥ــرنیا، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

پــــــــ♥ـــــرنیا....موهبت الهـــــ♥ـــی

♡♡♡پرنیا کوچولو تاااااا 18 ماهگی♡♡♡

سلام دختر قشنگم چند وقتیه که برات خاطره ننوشتم نمی دونم چرا شاید وقت نمی کنم و وقتی هم که میام بنویسم هیچی به ذهنم نمی رسه فقط این تو ذهنم میاد که روز به روز داری شیطون و بلا می شی  و صد البته لجباز و یک دنده اگه یه چیزی بخوای باید حتما بهت بدیم بعضی وقتها که می دونی واقعا بهت نمی دم خودت رو به اون راه می زنی  و انگار نه انگار چیزی می خوای  دخمل کوچولوی من دیگه خودت می ری سوار تابت می شی البته به تنهایی و کمربند و محافظش رو می بندی و می گی تا تا فدای اون زبون کوچولوت که اینقدر شیرینه.. روزها تو خونه یه عالمه با مامانی صحبت می کنی ومن از اشاره هات متوجه می شم چی می گی و وقتی چیز جدیدی می بینی بیشتر صحبت می کنی آدم می خواد بخو...
29 آبان 1392

♡♡♡نمایشگاه کودک♡♡♡

امروز با زن عمو ها رفتیم نمایشگاه کودک ولی تو شیطون بلا رو نبردم گفتم یه موقع اذیت می کنی گذاشتمت پیش مامان جون بعدش که رفتم گفتم کاشکی آورده بودمت آخه اونجا اسباب بازی بود برا بچه ها ولی خب به جاش برات یه عالمه برات خرید کردم که خوشحال شدی راستی پرنیا از مامان جون همین جا یه عالمه تشکر می کنیم که وقتی من کار دارم همیشه از تو مواظبت می کنه  یه عالمه بوس براش ایشالله بعد براش جبران کن okkkkkk قول قول   1392.4.14 ...
29 آبان 1392

♡♡♡مسابقه ی نی نی شکمو♡♡♡

سلام دوستان عزیز پرنیا کوچولو تو مسابقه ی نی نی شکمو شرکت کرده خوشحال می شم که بهش رای بدید پس  کد 518 رو به شماره ی 20008080200 اس ام اس بدید تا پرنیا جون در مسابقه بتونه بیشترین رای رو بیاره   ...
29 آبان 1392

♡♡♡تولد وبلاگ سفر زنگی پرنیا جون♡♡♡

سلام عسلی مامان پارسال همین موقع بود  که تصمیم گرفتم برات وبلاگ بسازم اونم بلاگفا و همینطور که تو اینترنت می گشتم سایت نی نی وبلاگ رو پیدا کردم خلاصه شروع کردم برات به نوشتن از قبل از تولدت تا الان که یک سال و 6 ماهته  تو فامیلمون اولین نفری بودی که وبلاگت تاسیس شد پس بدون اولین نفر تو بودی  عزیز دردونه  حالا هم دیگه تصمیم گرفتم برا وبلاگت رمز بذارم تا کسایی که خودم دوست دارم وارد وبلاگ عزیز در دونه بشن آخه دوست دارم پرنیای من تک باشه ...
29 آبان 1392

♡♡♡با با جونم روزت مبارک♡♡♡

بابا جونم روزت مبارک تو بینظیر ترین و دوست داشتنی ترین بابای دنیایی  امسال برا بابا جوننی یه کادوی خوشگل خریدم و مامانی  هم یه شاخه گل رز آبی خرید نمی گم چی خریدم که تو کفش بمونیدولی خب چون اصرار می کنید می گم عکس بابایم رو دادم براش کشیدند بابایی خیلی خوشش اومد باباجون میدونم بعضی وقتا که میای خونه خسته ای و میخوای استراحت کنی من نمی ذارم ببخشید بابا جون خیلی اذیتت می کنم  یا نمی ذارم اخبار نگاه کننی ی یا هر موقع میای خونه دم در میام بغلت و با مامانی  بوس و بای بای می کنم  که منو ببری دد  وای تو هم حسته ای و دلت نمیاد منو نبری  و می بریم یه گشتی بیرون می زنیم و میایم وای آخه چیکار کنم من خ...
29 آبان 1392

♡♡♡الو سلام♡♡♡

پرنیا جونم تویک ماه بعداز تولد اونقدر بزرگ شدی و پیشرفت داشته که بعضی ها رو یادم می ره ثبت کنم ویا دیر ثبتش می کنم دخترم خیلی خانم شده و فهمش بالا رفته همچنین محبتش به باباش،روزها تو خونه کلی عشوه میاد می رقصه حتی یاد گرفته وقتی بهش می گم پرنیا این کارو نکن شروع می کنی خودتو لوس کردن و سرت رو میاری پایین و به صورت دلبرانه با بالای چشمت نگاه می کنی یا سرت رو میاری بالا و لبات رو عین ماهی می کنی...چند وقتیه هر چیزی شبیه موبایل یا خود موبایل رو برمی داری و می زاری در گوشت و تو خونه راه می ری وصحبت می کنی و می گی الو ددو دلو ادو بابا و منو حرص می دی و بینش می خندی هر دفعه ایش هم هیچی نمی گی یعنی داری گوش می دی و بعدش می خندی جالب اینجاست که ب...
29 آبان 1392

♡♡♡جدیدترین عکسهای پرنیا کوچولو 14 ماهگی♡♡♡

همیشه دوست داری یه چیزی بغل کنی و راه بری قربونت برم که اینقدر با ناز خوابیدی تلفن کردن های پرنیا دنیا به دید پرنیا کوچولو اینقدر دوست دارم بدونم چه فرقی با بالا داره که اینطوری می بینی آخه نمی شه عین تو امتحان کرد   جاهایی که دوست داری بری حالا یه بوس می فرستیم به کسایی که پرنیا جون رو دوست دارن و وبلاگشو می بینن گریه کردن های الکی پرنیا   پرنیا:آخه مامانی من موندم که چرا اینقدر از من عکس می گیری اصلا هر دفعه ای به خودم شک می کنم لباس عیدی  عید اومده عید اومده بهاره        تو هر چی ا...
29 آبان 1392

♡♡♡سال 1392...سال مار♡♡♡

دختر قشنگم دومین بهارچشمهایت بهار سال 92برتومبارک عزیزترینم   هنرهای مامانی درستیدن تقویم سیزده اینجا هر کاری کردم قلیون نکشیدی و می ذاشتی دهان مهران نوروز من تویی و شب و روز من تویی......خورشید مهر و ماه شب افروز من تویی ما می رویم و عشق چو خورشید ماندنیست......آن مهر جاودانه ی پیروز من تویی دیروز من تو بودی و امروز هم تویی......فردای من تویی و *نوروز *هم تویی   ...
29 آبان 1392

♡♡♡کوتاه کردن موهای پرنیا کوچولو و رسیدن عید نوروز♡♡♡

دیگه کم کم داریم به عید نوروز نزدیک می شیم وای پرنیا جونم همین دیروز بود که اولین بهار زندگیت بود چه زود داری بزرگ می شی اصلا باورم نمی شه که یک سال گذشت جمعه1391.12.18 با بابایی رفتیم خرید که تصمیم گرفتیم بریم موهات رو پیرایش کودک کوتاه کنیم برا اولین بار ... اولش گریه نمی کردی وقتی دیدی بچه ها گریه می کنند تو هم شروع کردی به گریه کردنو بالاخره آقاهه دو سوته موهات رو کوتاه کرد خیلی ناز شدی بغدش هم برات دو تا گیره ی خوشمل خریدیم البته تو که نمی ذاری گیره به موهات باشه ولی من خریدمبعدش هم دو تا لباسو کفش و مداد رنگی و لیوان  برات خریدیم   ...
29 آبان 1392