♡♡♡پرنیا کوچولو تاااااا 18 ماهگی♡♡♡
سلام دختر قشنگم چند وقتیه که برات خاطره ننوشتم نمی دونم چرا شاید وقت نمی کنم و وقتی هم که میام بنویسم هیچی به ذهنم نمی رسه فقط این تو ذهنم میاد که روز به روز داری شیطون و بلا می شی و صد البته لجباز و یک دنده اگه یه چیزی بخوای باید حتما بهت بدیم بعضی وقتها که می دونی واقعا بهت نمی دم خودت رو به اون راه می زنی و انگار نه انگار چیزی می خوای دخمل کوچولوی من دیگه خودت می ری سوار تابت می شی البته به تنهایی و کمربند و محافظش رو می بندی و می گی تا تا فدای اون زبون کوچولوت که اینقدر شیرینه.. روزها تو خونه یه عالمه با مامانی صحبت می کنی ومن از اشاره هات متوجه می شم چی می گی و وقتی چیز جدیدی می بینی بیشتر صحبت می کنی آدم می خواد بخو...
نویسنده :
✽مامان پرنسس پرنیا(✿◠‿◠) ✽
15:55






